Samstag, 14. Juli 2012


 کمی از تاریخ ایران بدانیم، باور کنید ضرر نمی کنید!
فرماندار تخارستان برضد دولت اشکاني و سپس پناهنده شدن او به چين
اختلاف نظر ميان حكمران تخارستان (منطقه اي در شمال شرقي افغانستان امروز) و دربار اشكانيان از جولای 127 پيش از ميلاد آغاز شد. شاه وقت از دودمان اشكاني سركوبي فرماندار ياغي با فرستادن سرباز را بر مذاكره با او ترجيح داد.
فرماندار تخارستان به دليل خودداري افرادش از جنگ با نيروهاي دولت، به چين (چین شمال غربی ـ منطقه ای که شهر اورومچی حاکم نشین آن است) گريخت و به دولت آن كشور پناهنده شد و دولت اشكاني ایران استرداد او را درخواست نكرد تا قضيه بزرگ نشود و ميان دو دولت دوست (ايران و چين)، يك مسئله پيچيده به وجود نيايد. مرز شمال غربی چین پس از تغییراتی که در دوران سیل مهاجرت اقوام آلتائیک و سپس حکومت مغولها کرد اینک همان شده است که در عهد اشکانیان و ساسانیان بود. ایرانیان مردم آن کشوررا به نام دودمان کین = شین = چین؛ چینیان و برخی ملل از جمله ترکیک زبانها به نام دودمان هان؛ «هان» می خوانده اند که هر دو اسم باقی مانده است. غرب واژه چین را از ایرانیان فراگرفته و رایج ساخته است چینیان کشور خودرا «چونگ کواو» می خوانند.
ارزش خاک ميهن براي ناصرالدين شاه! ـ هدیه گوشه ای از ایران به «اعليحضرت تزار همه روسيه!»
اسناد قرارداد مورخ 27 ماه می 1893 روسيه و ايران 9 جولای همين سال ميان دو دولت مبادله شد و در اروپا [نه در تهران!] انتشار يافت!
به موجب اين قرارداد، ناصرالدين شاه قاجار منطقه مرزي «فيروز» را به «اعليحضرت تزار همه روسيه!» بخشيده بود و خط مرزي دو كشور به سود روسيه تغيير يافته بود. اين ناحیه اينک در جمهوري ترکمنستان واقع شده است.
منطقه فرارود (شمال رود جیحون = آمودریا) در یک رشته عملیات نظامی هشت ساله (از 1873 تا 1881) به تصرف کائوفمان ـ ژنرال آلمانی نژاد روسیه درآمده و برغم تاجیک و پارسی زبان بودن میلیونها تن از ساکنان منطقه، ترکستان روسیه نامیده شده بود. روسها شش سال پس از فروش آلاسکای یک میلیون و 712 هزار کیلومتر مربعی [بزرگتر از ایران امروز] به دولت واشنگتن به 7 میلیون و 200 هزار دلار، تصرف منطقه فرارود را آغاز کرده بودند. روسها که با لندن بر سر تقسیم آسیای میانه و آسیای جنوبی میان خود به سازش دست یافته بودند سپس ایران را مجبور به امضای قرارداد 21 سپتامبر 1881 و برسمیت شناختن وضعیت تازه و از دست دادن سرزمین ها ازجمله مرو، اشک آباد (عشق آباد)، سرخس و ... و تحویل آنها تا سال 1884 به روسیه کردند و خواستند که تا رود اترک عقب برود!. قبلا، دولت تهران که با تهدید نظامی روسیه رو به رو بود از دعاوی خود در بخارا و سمرقند انصراف داده بود و در ماه می 1893 [طبق تقاضا، و بدون تهدید نظامی] منطقه فیروز هم از دست رفت. در دوران حکومت مصدق متون و تفسیر قراردادهای استعماری لندن و مسکو با تهران از آغاز قرن نوزدهم تا سال 1950 در کتابهای درسی تاریخ مدارس ایران آمده بود که پس از براندازی 28 امُرداد 1332 حذف و یا کوتاه شده بود که انتشار آنها از دو دهه پیش و عمدتا از سال 1993 در مطبوعات ایران ازسرگرفته شده است.
قاجارها از ايل مغولي «قجر» و از اعقاب قاجار نويان ـ اميرزاده مغول بودند که با چنگيز به آسياي ميانه آمده بود.
از رفتار خانها و سلاطين قاجار که در کتب تاريخ و يادداشت هاي رجال معاصرشان مندرج است چنين برمي آيد که جز نفع شخص خود و ارضاء نفس در انديشه اموري ديگر نبودند و کوشش آنان تنها اين بود که براريکه قدرت باقي بمانند!.


جنگ 4 ماه و 4 روزه انگلستان با ايران بر سر هرات و جداکردن اين منطقه هزاران سال ايراني از پيکر ايران
حالت جنگ 4 ماه و 4 روزه انگلستان با ایران یکم نوامبر 1856 با دادن اعلان جنگ از سوی دولت لندن به تهران آغاز شد. مورخان این رویداد استعماری را «جنگ بر سر هرات» نامگزاری کرده اند، ولی حقیقت این بوده است که انگلستان می خواست دست دولت تهران را از تاجیکان افغانستان (امروزه 14 میلیون) که خودرا ایرانی می دانند کوتاه و ارتباطش را با تاجیکان منطقه فرارود که تزار روسیه چشم طمع به آنان داشت قطع کند و فرضیه قدرت های اروپایی را که ایرانزمین (پرشیا) باید ایران (کوچک و کوچکتر) شود تا نادرشاه دیگری ظهور نکند به اجرا درآورد. اعزام نیرو ششم نوامبر سال 1856 از مدرس و بمبئی (مومبای) بسوی ایران [فاقد نیروی دریایی و ارتشی واقعی] آغاز شد. این نيرو مرکب از چند لشکر انگلیسی ـ هندی و گروهانهای مهندس و مین گذار با سی کشتی نیروبر و هفت رزمناو به فرماندهی سرلشکر «سر جيمز آوت رام » به حرکت درآمد. در آن زمان لُرد «پالمرستون» نخست وزير انگلستان بود. انگلیسی ها به این دلیل حاضر به لشکرکشی از طریق افغانستان به هرات نشدند که تجربه نخستین جنگ انگلستان با پشتونهارا در ذهن داشتند و می دانستند که ممکن است بین راه مورد شبیخون آنان قرارگیرند. به علاوه سازش ایرانیان با پشتونها که هزاران سال ملت واحدی را تشکیل می دادند قابل پیش بینی بود. طرح عملیات نظامی بر این پایه تنظیم شده بود که نیمی از نیروی اعزامی منطقه بوشهررا مورد حمله قراردهد و به سوی شیراز پیش برود و نیم دیگر پس از تصرف جزیره خارک وارد اروندرود شود، محمره (خرمشهر)را تصرف و از اینجا به سمت اهواز پیش براند تا دولت تهران حاضر به متارکه جنگ و دادن امتیاز مورد نظر شود. به سرتیپ هنری هاولاک فرمانده نیروهای مامور تعرض به خوزستان توصیه شده بود که در جریان زد و خورد کاری کند که نبرد به بین النهرین (عراق امروز) کشانده نشود و امپراتوری عثمانی تحریک نگردد که برای تثبیت مرزهای خود در بین النهرین آماده کمک به دولت تهران است. خارک در چهارم دسامبر 1856 تصرف شد. خرمشهر از 19 مارس 1857 زیر آتش ناوهای انگلیسی که وارد اروندرود شده بودند قرارگرفت و نبرد انگلیسی ها با مدافعان خرمشهر به فرماندهی خانلرمیرزا تا 27 مارس ادامه یافت و تلفات سنگین بود. در این روز خانلر میرزا به سوی اهواز عقب نشینی کرد.
آن دسته از نیروهای انگلیسی که عازم بوشهر شده بودند پس از گلوله باران کردن بندرگاه و سواحل اطراف آن نهم دسامبر 1856 از کشتی ها پیاده و روز بعد وارد گوشه ای از شهر شدند که فاقد دفاع موثر بود. تعرض انگلیسی ها به منطقه بوشهر به آسانی خوزستان نبود. تصرف بوشهر تا یکم ژانویه 1857 تکمیل نشد. دو روز پس از ورود انگلیسی ها به حاشیه بوشهر، ژنرال آوت رام نقشه پیشروی به سوی شیراز را ترسیم کرد که به او خبردادند مردم منطقه ,غیرنظامیان, آماده دفاع خودجوش شده اند و چهارهزار نفر از آنان راهها، تنگه ها و گردنه های منطقه را بسته و سنگربندی کرده اند. آوت رام افراد سه لشکر را مامور کرد که از طریق برازجان عازم شیراز شوند. پنجم فوریه 1857 غیرنظامیان منطقه در «خوشاب» انگلیسی ها را متوقف و پراکنده ساختند. ارتفاعات در کنترل داوطلبان ایرانی بویژه دسته «رئیس علی» بود. آوت رام دستور عقب نشینی به بوشهر را داد که داوطلبان در جریان آماده شدن انگلیسی ها برای بازگشت، اردوگاه آنان را تصرف کردند. در عملیات تصرف اردوگاه هشتصد داوطلب شرکت داشتند. به این ترتیب، تعرض انگلیسی ها در منطقه فارس موفقیت نداشت و گفته شده است که خودکشی دو تن از افسران انگلیسی به همین دلیل بوده است.
انگلیسی ها خودرا برای تعرض دیگری آماده می کردند که خبر رسید دو دولت در پاریس و با میانجیگری رئیس جمهور فرانسه به سازش نزدیک شده اند که سازشنامه چهارم اپریل امضاء شد. واگذاری هرات ـ شهری كه قرنها حاكم نشين خراسان، زادگاه شاه عباس، يكي از مراكز فرهنگ و ادب ايران و مدتی نیز پایتخت کشور بود ـ طبق قرارداد پاریس مشروط است ,در شرایطی، ایران می تواند با توسل به سرباز در آنجا مستقر شود.  در آن زمان سياست دولت لندن بر اين مدار بود كه از ایران خاوری، يك افغانستان اسمن مستقل ولی تحت نفوذ آن دولت كه حايل (بافر) ميان آسیای میانه روسيه و هند انگلستان باشد به وجود آيد. «افغانستان» نامي است كه انگليسي ها بر ايران خاوري گذارده اند. تاجیکان افغانستان هیچگاه راضی به جدا شدن از ایران نبوده اند. در آن زمان انگليسي ها با ادامه يکپارچه بودن ايرانزمین كه دربار تهران متمايل به دولت روسيه بود مخالف بودند و به همين سبب هرات و نواحي ديگر افغانستان و همچنين بخش شرقي بلوچستان (مکران) را از ايران جدا كردند.

سالروز گشايش آبراه درياي سرخ به رود نيل كه به تصميم داريوش بزرگ ساخته شد
دهم نوامبر سال 518 پيش از ميلاد كار ساختن آبراه ميان درياي سرخ و رودنيل به منظور عبور كشتي هاي ايران از خليج فارس به مديترانه تكميل شد. این روز پس از محاسبات تقویمی به دست آمده است
سنگنبشته هاي به دست آمده در طول این آبراه نشان مي دهد كه پس از اتمام كار هر قسمت از اين آبراه، جزئيات كار بر سنگ حك و در محل نصب مي شد كه مشروح آن دركتاب «تاريك و روشن هاي مصر باستان» تاليف مصرشناس آلماني «كارول ميسليويك» آمده است که اين کتاب توسط ديويد لورتن به انگليسي ترجمه شده و دانشكاه «كرنل» آمريكا آن رامنتشر ساخته است.
به نوشته «ديودوروس سيكولوس»، اين آبراه به تصميم داريوش بزرگ و عمدتا با هدف نظامي ساخته شده بود، که باستانشناسان و مورخان متفق القول؛ آن را از كارهاي بزرگ بشر در قرون قديم اعلام داشته اند. داریوش بزرگ پس از تکمیل آبراه شخصا از آن بازدید کرد و ضمن دیدار از گور پادشاهان مصر و نوشته ها و بناهای آنان دستور جمع آوری تاریخ مصر را در یک مجموعه داد که باقی مانده است. خشايارشا نيز چنين آبراهي را در يونان ساخت كه با حفاري هاي دهه گذشته به دست آمده است.
مصر بسال 525 پيش از ميلاد توسط كامبوزيا (كمبوجيا، کمبوجیه، كامبيز) پسر و جانشين كوروش بزرگ تصرف شد و تا سال 404 پيش ازميلاد (به مدت 121 سال) يك ساتراپي (ايالت) ايران بود.

دو هزار و پانصد و پنجاهمین سالروز ایجاد امپراتوری (شاهنشاهی) ایران پرشیا
سيزدهم اكتبرسال 539 پيش از ميلاد، كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران و نخستين شاه سراسري آن، بابل (بابيلون) را متصرف شد كه دولت آن از زمان نبوكدنزر دوم (بخت النصر) راه ستمگري نسبت به مردم خود و ملل ديگر در پيش گرفته بود. 13 اكتبر را «پروفسور بليك» به استناد كتب ديني در دايره المعارف كليساي مسيح درج كرده است و آن را كاملا دقيق مي داند. تصرف قلمرو امپراتوري بابل به دست ارتش ايران 29 اکتبر همين سال (16 روز بعد) تکميل شد و در همين روز ,29 اكتبر 539 پيش از ميلاد,اعلاميه تاريخي کوروش كه از آن به عنوان نخستين «منشور ملل و حقوق انسان» نام برده مي شود و سفالنبشته اش معروف به استوانه کوروش موجود است صادر شد. مورخان اروپايي برپايه محاسبات تقويم نگاران اين قاره، 12 اکتبر 539 پيش از ميلاد را روزي نوشته اند که کوروش وارد شهر بابل پايتخت يک امپراتوري به همين نام شده بود که قلمرو آن تا مديترانه (لبنان امروز) امتداد داشت (یک روز پیش از تاریخی که پروفسور بلیک به دست داده است). این مورخان روزی را که اعلامیه کوروش (سایرس د گریت) صادر شده است، سالروز ایجاد امپراتوری مشترک المنافع ایران (امپراتوری پارسیان) ذکر کرده اند که در اکتبر 1971 مراسم سالروز باشکوه ایجاد دولت واحد و نیز امپراتوری مشترک المنافع ایران به مدت چهار روز (12 تا 16 اکتبر) در پاسارگاد و تخت جمشید برگزار شد و بسیاری از سران کشورها درآن شرکت کردند. به نظر این مورخان، ساختار کنفدراسیون کانادا مشابهت زیاد به جامعه مشترک المنافع کوروش دارد. داریوش بزرگ جامعه مشترک المنافع کوروش را یکپارچه و تبدیل به یک دولت نیرومند مرکزی کرد. امپراتوری پارسیان از زمان ایجاد آن تا پیروزی اسکندر مقدونی، تنها ابرقدرت جهان و از آن پس تا نیمه قرن هفتم (سلطه عرب) یکی از دو ابر قدرت بر سطح کره زمین بود.

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen